داستان کوتاه

۰۱ اسفند مار و اره

مار و اره ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎﺭﻱ می‌شود. همین‌طور ﻛﻪ ﻣﺎﺭ ﮔﺸﺘﻲ میزد ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﻩ ﮔﻴﺮ می‌کند ﻭ ﻛﻤﻲ ﺯﺧﻢ می‌شود. ﻣﺎﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ شده ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ می‌گیرد. ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺩﻭﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ...

ادامه مطلب

۰۵ بهمن روزی که آن مرد بازیگر شد

پرده اول: مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: چرا دیر می آیی؟ جواب می داد:یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم. یک روز رئیس...

ادامه مطلب

۱۰ دی داستان خواندنی نظر علی و نامه اش به خدا

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه‌ی مدرسه مروی تهران و فردی بسیار فقیر بوده است. وی آن‌قدر فقیر که شب‌ها می‌رفت دوروبر حجره‌های طلبه‌ها می‌گشت و از توی آشغال‌های آنها چیزی برای خوردن پیدا...

ادامه مطلب

۰۲ مهر روزمره گی، عین مردن است! / یک لیست ایده برای زندگی بهتر

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو ! زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن ! هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش ! توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟! بی مناسبت...

ادامه مطلب

۰۲ مهر برشت و قاضی / هنر شاد بودن

برتولت برشت نویسنده معروف المانی ضد فاشیست قاضی: اسم؟ برشت: شما خودتون می دونین قاضی: می‌دونیم اما شما خودت باید بگی. برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه می‌کنین. دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟ قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟ برشت: من که گفتم....

ادامه مطلب

۰۲ مهر احمق ها چگونه مشکلشان را حل می کنند / داستان شمارش ده الاغ

آورده اند شخصی ده الاغ داشت. روزی در حالی که سوار بر یکی از الاغ هایش بود آنها را شماره کرد. چون الاغی که بر آن سوار بود را نمی شمرد، تعداد الاغ ها نه عدد بود. از الاغ پیاده شد و دوباره شماره کرد....

ادامه مطلب